X
تبلیغات
رایتل
پیر فرزانه
  
 
 
آرشیو
 
چهارشنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1384
زندگی

زندگی کردن شاید مثل کوه نوردی باشه... با این فرق که مجبور نیستی بری کوه ولی مجبوری زندگی کنی... آدم وقتی پای کوه می ایسته و به قله نگاه می کنه نزدیک بنظرش میاد... اما وقتی شروع می کنی می بینی اونجور که فکر میکردی نیست... راه زیادی در پیش داری... هرچقدر میری بالاتر بیشتر احساس نا امنی می کنی و بیشتر خسته می شی.  تو راه بالا رفتن از جاهای مختلفی رد می شیم... از مسیرهای هموار و نا هموار. حتی گاهی وقتا برای اینکه بطرف قله بریم مجبوریم مسیری رو بطرف پائین بریم... توی پرتگاه ها حاظریم حتی به یه خار چنگ بزنیم. و اگه رسیدیم به قله...لذت موقت رسیدن رو درک می کنیم. استراحت میکنیم... کمی اطراف رو نگاه می کنیم تا ببینیم جایی بلندتر از اینجا هست یا نه... ولی بعد... آره. باید برگردیم. همه این راه رو تا پائین... و وقتی رسیدیم به پائین... به رنجهای  این راه فکر می کنیم ،  به قله نگاه می کنیم. تا اون بالا رفتیم و برگشتیم ولی انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده... فقط...



 
سه‌شنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1384
سلام

امشب گذرم به اینجا افتاد - وبلاگ خودم - بعد از یه مدت طولانی... همه نوشته های قبلی رو خوندم... حالا مثل سابق منم و این وبلاگ اما بقول داش آکل دیگه نه این اون وبلاگه و نه من اون پیر فرزانه...
 وقتی نوشته هامو می خوندم هم خوشحال شدم هم ناراحت. هم گریه کردم هم خندیدم. اما حسرت اون روزها از همه مهم تره... دوستای قدیمی نوشته های قدیمی... مثل وقتی بود که خونه ای رو که از اول عمرم توش زندگی کرده بودم خراب کردیم تا بسازیم. بعد از اون دیگه نشد که توی اون خونه قدیمی قشنگ بگردم. تمام خشت ها پله ها در و پنجره ها و حتی هوای اون خونه جزئی از خاطرات من شدند.



برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 198861


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 





Click for Tehran, Iran Forecast

Click for Esfahan, Iran Forecast

Click for Shiraz, Iran Forecast

Click for Toronto, Ontario Forecast