X
تبلیغات
رایتل
پیر فرزانه
  
 
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1384

سابق بر این فکر میکردم که اگر او بیاید من دیگر کسی نباشم که بودم. اما او آمد و اوضاع بدتر شد! چون ترس رفتنش بسیار سخت بود. حالا میبینم که هرکس به فراخور فکرش زندگی میکند٬ هرچه این دایره تنگ تر باشد زندگی آسان تر است. هنوز کارهای زیادی باید انجام دهم. اما نمیدانم که از عمرم چقدر مانده. من سابق بر این به حماقت و فکر پست آنها - همین رجاله ها - حسرت میخوردم حالا میخواهم بگویم که کاش یکی از همان احمقها و خوشبخت ها بودم. به یکی از آنها گفتم زندگی تو فقط وراجی کردن و خوردن و جماع کردن است٬ گفت مگر زندگی چیزی غیر از این است؟ آیا او راست نمی گفت؟ ولی چه می شود کرد وقتی که سرنوشت از من پرزورتر است؟

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 199063


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 





Click for Tehran, Iran Forecast

Click for Esfahan, Iran Forecast

Click for Shiraz, Iran Forecast

Click for Toronto, Ontario Forecast