X
تبلیغات
رایتل
پیر فرزانه
  
 
 
آرشیو
 
جمعه 5 اسفند‌ماه سال 1384
ای آقای بوش٬ ای خوشگل٬ ای قشنگ٬ ای پولدار٬ ای نکبت٬ عوض اینکه دقیقه ای ۱۰۰۰۰ دلار صرف جنگ کنی یه خوردشو بده به این دکترا تا اقلن یه درمانی چیزی برا اینهمه بیماری لاعلاج پیدا کنن

 
سه‌شنبه 2 اسفند‌ماه سال 1384

زندگی هم بی اندازه با شکوه و پرعظمته هم بی اندازه تخمی و پوچ. قبل از اینکه بمیریم فکرمون به همه جا سرک میکشه... فکر کردن به روئیدن یه گیاه٬ به بزرگی این دنیا و تمام قوانین و راز و رمزهاش٬ به پدیده های زشت جامعه بشر٬ حتی به یه تکه چوب یا یه سنگ ریزه میشه مدتها فکر کرد. به حسرتهایی که توی دل میمونن٬ به سیگار کشیدن توی جنگلهای شمال. به دردها و خوشی هایی که در زندگی وجود داره. به چیزایی که پشت آدم رو میلرزونه مثل خاطرات دوست داشتن٬ خاطراتی که مثل آتیش زیر خاکستر هستند.
اما یهو فقط توی یه لحظه٬ یه چشم بهم زدن٬ همه اینها نیست و نابود میشه.از اون لحظه به بعد انگار هزار ساله که مردی... اصلا مثل اینکه هیچ وقت توی دنیا نبودی... فقط یه جسم٬ یه شی میمونه که اول سرد میشه و بعد هم می پوسه...


 
شنبه 29 بهمن‌ماه سال 1384

سلام برو بچز :دی

اگه از غمهای همیشگی فاکتور بگیریم اوضاع خیلی بد نیست...  این از این. اما...

 

مهتاب جان٬ تصدقتان شوم
وجود عزیزتان بسلامت باشد٬ چند کاغذ بتوسط پست الکترونیک برایتان ارسال نموده ام که همه بی جواب مانده. غرض از تصدیع خاطر عزیزتان فقط اطلاع از صحت حال و خاطر شما بود. نمیدانم که آنها را خوانده اید یا نه اما اگر میتوانید٬ در وقت مقتضی بصلاح دید خود یک جواب هرچند مختصر برایم بفرستید تا دل نگرانی این حقیر بی مقدار رفع و رجوع بشود.
تصدقتان شوم٬ میدانم که باهتمام و جدیت مشغول بتحصیل هستید٬ فدای خاطر علم دوست شما بشوم٬ یقین دارم که بزودی و با شایستگی تام بهدف مطلوب خواهید رسید اما سلامتی خودتان را نیز درنظر بگیرید و مبادا سهل انگاری در این امر والا بشود. بنده درگاهتان را نیز از حال خود بی خبر نگذارید.

 


 
دوشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1384

اثاث کشی حتی تنهایی سخت نیست ولی وسطش هی به این فکر می افتادم که کاش فایده ای بحالم داشت... به این فکر که چی میشد اگه مقصد٬ خونه من و مهتاب خانوم بود  یه خونه دنج و کوچولو که توی باغچش گلهای قشنگ کاغذی می کاشتیم  

خدایا آخه چقدر تحمل کنم؟

 


 
یکشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1384
طی شده

 

طی شدم

 


 
سه‌شنبه 18 بهمن‌ماه سال 1384

 

دارم دق می کنم از اینکه همه عمرم بهدر رفته.

 

 

 


<<    1       2       3       4       5       ...       12    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 199357


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 





Click for Tehran, Iran Forecast

Click for Esfahan, Iran Forecast

Click for Shiraz, Iran Forecast

Click for Toronto, Ontario Forecast