X
تبلیغات
رایتل
پیر فرزانه
  
 
 
آرشیو
 
یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1385
من گاهی که دلم خیلی می گیرد به اینجا می آیم و سعی می کنم چیزی بنویسم ولی هیچ چیز برای نوشتن به ذهنم نمی رسد. راستش الان چند سالی میگذرد٬ گمانم سه چهار سالی باشد٬ اما همیشه همه نوشته هایم مثل هم بوده و یک فرم داشته است. حالا که به این خطوط در هم و برهم نگاه می کنم فقط یک چیز خوانده می شود: <<سه قطره خون>>
زندگی رجاله ها دارای فصل ها و موسم معینی است مثل آنها که در منطقه معتدل زندگی واقع شده اند. اما زندگی من همیشه در تاریکی گذشته و یک فصل داشته٬ پاییز. این همان چیزی بود که نوشته هایم را با آن شروع کردم٬ حالا بیش از پیش خودم را محتاج به آن می بینم. کی میداند؟ شاید در یک غروب سرد و پر از غم پاییز این دفتر برای همیشه بسته شود.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 199063


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 





Click for Tehran, Iran Forecast

Click for Esfahan, Iran Forecast

Click for Shiraz, Iran Forecast

Click for Toronto, Ontario Forecast