X
تبلیغات
رایتل
پیر فرزانه
  
 
 
آرشیو
 
چهارشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1386
یک سال دیگر هم گذشت. نوشته های فروردین پارسال را که میخواندم فهمیدم که یک سال چه زمان کوتاهی است. مثل برق بین دو ابر آبستن٬ تنها به همین مدت. کوتاه. باور کردنی نیست. دوان دوان میرویم تا بمیریم. امسال چقدر کوتاه بود! اما حکیم میفرماید: از نآمده و رفته دگر یاد مکن.
امسال٬ همین دم عید پدربزرگم مرد اما من فقط بخاطر مادرم ناراحت شدم و بس چون میدانستم که او چه حالاتی را طی خواهد کرد.. نه برای کفن و دفن رفتم٬ نه برای سوم و نه برای هفته. آخر نه به او حسی داشتم و نه به این رسوم اعتقاد دارم چون حکیم میفرماید: فردا که از این دیر کهن درگذریم٬ با هفت هزار سالگان سر به سریم.
باری٬ در این مدت کوتاه آدمهای زیادی را شناختم و عده ای را بهتر از قبل که خودم هم جزء همین گروهم. کارهایی کردم که قبلا هرگز نکرده بودم. همه اینها لحظه های عمرم بودند که گذشتند و رفتند٬ برای همیشه رفتند که حکیم میفرماید: این رفته قلم بهر تو ناید باز.
عید امسال نه از سفره هفت سین اثری بود٬ نه از شادی و نه از غم٬ فقط سکوت بود.
تا در باقی عمر من چه حوادثی پنهان باشد کسی را آگه نیست.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 199411


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 





Click for Tehran, Iran Forecast

Click for Esfahan, Iran Forecast

Click for Shiraz, Iran Forecast

Click for Toronto, Ontario Forecast