X
تبلیغات
رایتل
پیر فرزانه
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 24 بهمن‌ماه سال 1388

هرچقدر خودم را بیشتر محبوس می کنم افکارم به جاهای دورتری پر کشیده و مرا با خود می برند... لذت، غم، افتخار، هیجان همه این احساس ها در یک دنیای خیالی خیلی واقعی هستند... خالص تر عمیق تر و قابل اطمینان تر از واقعیت.

 

* * *

 

ولی باز مثل دفعه قبل ناگهان خودم را لمیده روی صندلی نمناکی می یابم که گویی دیگر جزئی از وجودم شده.
 


 
سه‌شنبه 13 بهمن‌ماه سال 1388

 

-So? 

-So I have to go! 

-I have to go, I have to go. Everybody has to go.
Where the fuck does everybody go when they have to go? 

 

 


 
شنبه 7 آذر‌ماه سال 1388

اینجا - با اینکه دیگر به آن تعلق خاطری ندارم - برای چند سال وبلاگ من بود. چون قرار بود که اینطور باشد. حتی قبل از اینکه آنرا بسازم و حتی قبل تر، زمانی که نه اینترنتی وجود داشت و نه کامپیوتری. وقتی هم که مردم یا اینجا از بین رفت، باز اثری از آن به وسعت یک جاده بی انتها بجا خواهد ماند. چون قرار است که اینطور باشد. هرچقدر فکر می کنم و دلایل را پس و پیش می کنم باز چرایش را نمی فهمم. فقط متوجه می شوم برای دقایق طولانی به نقطه ای خیره شده ام. ولی مثل اینکه هیچ وقت حقیقت هیچ چیز برایم قابل فهم نبوده. همین کافیست تا پشتم شروع به لرزش کند مثل یک خنده موحش و عصبی. وقتی فهمیدم همه چیز همین طور است اطرافم مثل دنیایی می شود که در آن هیچ چیز تعریف نشده، در باره آن چیزی نمی دانم و همه چیز آن نامانوس و غریب است.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 199359


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 





Click for Tehran, Iran Forecast

Click for Esfahan, Iran Forecast

Click for Shiraz, Iran Forecast

Click for Toronto, Ontario Forecast