در طی تجربیات زندگی به این مطلب برخوردم که چه ورطه هولناکی بین من و دیگران وجود دارد و فهمیدم که تا ممکن است باید خاموش شد تا ممکن است باید افکار خودم را برای خودم نگه دارم...
بعد از او من دیگر خودم را از جرگه آدم ها٬ از جرگه احمق ها و خوشبخت ها به کلی بیرون کشیدم و برای فراموشی به شراب و تریاک پناه بردم. زندگی من تمام روز میان چهار دیوار اتاقم می گذشت و می گذرد. سرتاسر زندگیم میان چهار دیوار گذشته است...


(بوف کور)