آخ که چقدر دلم برا مریم تنگ شده. با اینکه صبح تا شب بیکارم ولی چند ماهه که هنوز وقت نکردم یه کمی مریم گوش کنم.

داداشم باز رفت... دلم گرفت. نمی دونم چرا هروقت میره دلم میگیره. اون یکی داداشم اومد ولی خوب هرکس جای خودشه.

الان فهمیدم خیلی وقته که گریه نکردم. دلم میخواد برم یه جا بشینم حسابی زار بزنم، درست حسابی گریه کنم.
آره بهتره برم.